ترسناک‌ترین داستان‌های ارواح قرون وسطی که هرگز فراموش نمی‌شوند

داستان‌های ارواح در قرون وسطی نه تنها به روایت‌های ترسناک پرداخته‌اند، بلکه به ما نگاهی به فرهنگ، اخلاق و خرافات آن دوران می‌دهند. این داستان‌ها، که بعضی از آن‌ها از حماسه‌های وایکینگ‌ها و برخی دیگر از وقایع‌نامه‌های کشیشان نشأت می‌گیرند، بینش‌های عمیقی درباره نگرش مردم نسبت به مرگ و زندگی پس از آن ارائه می‌دهند. در این مقاله، به بررسی چند داستان ترسناک و جذاب از این دوران خواهیم پرداخت.

۱۱- لوبیاها و روح مهربان

در روستای ریوالکس انگلستان، کارگری که به دلیل لنگیدن اسبش نمی‌توانست بارهایش را حمل کند، تصمیم گرفت با لوبیاهایی که بر دوش داشت به راه خود ادامه دهد. ناگهان با اسبی مواجه شد که به طرز عجیبی ایستاده بود. او از اسب خواست که به او آسیبی نرساند و در کمال تعجب، اسب به توده‌ای از کاه تبدیل شد. در این لحظه، روحی مهربان ظاهر شد و به او پیشنهاد کرد که بارها را حمل کند. روح تا نزدیکی جویبار رفت، اما از عبور از آن خودداری کرد و در نهایت بارها دوباره بر دوش کارگر قرار گرفت.

۱۰- محاکمه ارواح

پس از مرگ مرموز چند نفر در یک شهر، جوانی به نام کیارتان به کشیشی مراجعه کرد تا ببیند چه باید بکند. کشیش به او گفت که این کار ارواح است و باید گروهی به نام “door-doom” را فراخواند تا ارواح را محاکمه کنند. کیارتان گروهی را جمع‌آوری کرد و ارواح را به خاطر آسیب‌هایی که به مردم زده بودند، محاکمه کرد. سه روح به نام‌های ثورگریما، ثوریر و ثورود به محاکمه رفتند و در نهایت اعتراف کردند که به مردم آسیب زده‌اند.

۹- ارتش ارواح ایرلند

در اوسوری، دو سرباز جوان در چادری اردو زده بودند که ناگهان صدای مهیبی شنیدند. این صدا شبیه به صدای هزاران مردی بود که به سمت آن‌ها حمله می‌کردند. در داستان‌های تاریخی، سربازان اغلب با ارتش ارواح مواجه می‌شوند. در این مورد، اعضای ارتش فرار کردند و در جنگل‌ها پنهان شدند.

۸- روح و جسم خیالی‌اش

زنی در دوران قرون وسطی روحی را دید که به نظر می‌رسید واقعی است. او توانست روح را بگیرد و در حضور چند مرد آن را به خانه ببرد. وقتی که زن به روح دست زد، دستش در آن فرو می‌رفت، گویی که بدنش شبیه به گوشت فاسد بود.

۷- جامی از آتش و گوگرد

شوالیه‌ای به نام رودینگر نمی‌توانست از گناهانش در زندگی پس از مرگ فرار کند. او قول داده بود که ۳۰ روز پس از مرگش نزد دخترش بیاید. وقتی که او دوباره سراغ دخترش آمد، جامی در دست داشت که پر از مخلوطی از گوگرد و آتش بود. دخترش از او پرسید که چه چیزی در آن جام است و او پاسخ داد که نمی‌تواند آن را دور بیندازد.

۶- روح بی‌رحم همسر

روح مردی پس از مرگش به اتاق همسرش سر می‌زد و او را وحشت‌زده می‌کرد. همسرش تلاش کرد تا از ورود روح جلوگیری کند، اما روح به ترساندن مردم ادامه داد. در نهایت، مردم تصمیم گرفتند جسد او را از خاک بیرون آورده و بسوزانند.

۵- روح مزاحم مرد ثروتمند

در شهر برویک، مردم بر این باور بودند که شیطان باعث مرگ یک مرد ثروتمند شده است. روح او پس از دفن به وحشت انداختن همسایگان ادامه داد. در نهایت، مردم تصمیم گرفتند تا جسد او را سوزانده و از شر روحش خلاص شوند.

۴- روحی که از آزار و اذیت دیگران دست نمی‌کشید

طبق داستان‌های وایکینگ‌ها، تورولف لَنگ پس از مرگش آرام نبود و باعث مرگ گاوها و گله‌داران می‌شد. مردم تصمیم گرفتند جسد او را از خاک بیرون آورده و بسوزانند، اما روح او همچنان در حال ایجاد ویرانی بود.

۳- انتقام روح خشمگین

مردی به نام ویلیام از همسرش خواست که هرگز با دشمنش ازدواج نکند. اما او این درخواست را نادیده گرفت و با دشمنش ازدواج کرد. روح ویلیام در روز عروسی ظاهر شد و از هاون برای انتقام استفاده کرد.

۲- شوالیه فاسد

هنری نودوس، شوالیه‌ای فاسد، پس از مرگ نیز به کارهای شرورانه‌اش ادامه داد. دوستانش با اسقف مشورت کردند و او به آن‌ها گفت که آب مقدس را بر روی جسد او بپاشند. پس از این کار، روح او دیگر ظاهر نشد.

۱- حمله وحشیانه مرده‌ای به دوست خود

پس از مرگ آسوید، او را به همراه اسب و سگش دفن کردند. اما دوستش آسموند که زنده بود، به دلیل سوگند دوستی‌اش در غار با او ماند. وقتی که گروهی به غار رسیدند، با چهره خونین آسموند مواجه شدند. او توضیح داد که آسوید شب‌ها زنده می‌شد و به او حمله می‌کرد.

این داستان‌ها نمونه‌ای از ترس و خرافات دوران قرون وسطی هستند که به خوبی نشان‌دهنده‌ی نگرش مردم به مرگ و زندگی پس از آن می‌باشند. این روایت‌ها نه تنها ترسناک هستند، بلکه آموزه‌های اخلاقی و فرهنگی عمیقی نیز در خود دارند.

اشتراک گذاری :

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *